امام موسی صدر
پیگیری پرونده ربوده شدن امام موسی صدر
»» ابهام افزایی و تمسخر ایران توسط لیبی


حضرت آیت الله العظمی سید موسی صدرامسال سی سال است که ما از سرنوشت فردی به نام اقای سید موسی صدر بی اطلاع هستیم . نمی گذارم سوالی که اکنون در بدو کلام  ایجاد شد ،شما را تا پایان این متن همراهی کند ! همگان اقای سید موسی صدر را با نام امام موسی صدر میشناسند و کسی نام ایشان را با عنوان ایت الله موسی صدر کمتر شنیده است .ولی چرا من در این متن ایشان را اقای سید موسی صدر نامیده ام !؟پاسخ :ما شیعیان لغت امام و پیشوا را برای غیر از دوازده امام (علیهم السلام) کمتر بکار میبریم ئ تنها برای افرادی بکار میبریم که حقیقا رفتارعلمی و عملی انان را قابل ستایش میدانیم که همانطور که استحضار دارید در این عصر این نام به افراد مشخصی منحصر شده است .متاسفانه در دیداری که اقای احمدی نژاد رییس جمهور اصولگرای ما با معمر قذافی داشتند با وی به گرمی برخورد میکنند ! درست است اصول دیپلماتیک باید حفظ گردد ولی مگر همین چند روز قبل نبود که همه ما و حتی بزرگان حوزه های علمیه از رفتار نخست وزیر ترکیه در برخورد با مقامات اسراییلی را ستودیم ! چون حرکت اردغان را اقدامی ارزشی قلمداد کردیم و یقین داریم اقداماتی که رضایت خدا در ان است اسایش ملت را نیز به همراه دارد هر چند در اقدام نخست چیز دیگری را تداعی شود !


ادامه مطلب

دکتر چمران، رابطه قلبی عمیقی با امام صدر داشته است، رابطه‌ای که ظاهرا از حد و مرز حساب‌های این جهانی خارج است.«بازتاب» در يادداشتي به قلم دكتر صادق طباطبايي، دوست قديمي شهيد چمران و خواهرزاده امام موسي صدر، اسنادي را از اين رابطه شگرفت منتشر مي‌كند.در اين يادداشت، به فرازهايي از وصيت‌نامه شهيد چمران خطاب به امام موسي صدر و نيز نامه‌هايي كه چمران در تب‌وتاب روزهاي پرحادثه و سخت مبارزه در جنوب لبنان به صادق طباطبايي نوشته، اشاره شده است.


همچنين به اسناد گزارش‌ها و تصميم‌هاي ساواك اشاره مي‌كند كه تلاش داشته امام موسي صدر را وابسته و عامل بيگانگان معرفي كند و جالب اين‌كه در اين راه، از آخوندها و منبري‌هاي درباري نيز استفاده كرده است.در بخشي از نامه چمران به امام صدر آمده است: وصيت مي‌كنم به كسي كه او را بيش از حد دوست مي‌دارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسي صدر! كسي كه او را مظهر علي(ع) مي‌دانم! او را وارث حسين(ع) مي‌خوانم! كسي كه رمز طائفه شيعه و افتخار آن و نماينده 1400 سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق‌طلبي و بالأخره شهادت است! آري به امام موسي وصيت مي‌كنم …از اين‌كه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتي سخت دست به گريبان بوده‌ام، متأسف نيستم. از اين‌كه آمريكا را ترك گفتم، از اين‌كه دنياي لذات و راحت‌طلبي را پشت سر گذاشتم، از اين‌كه دنياي علم را فراموش كردم، از اين‌كه از همه زيبايي‌ها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته‌ام، متأسف نيستم … از آن دنياي مادي و راحت‌طلبي گذشتم و به دنياي درد، محروميت، رنج، شكست، اتهام، فقر و تنهايي قدم گذاشتم. با محروميت همنشين شدم. با دردمندان و شكسته‌دلان هم‌آواز گشتم. از دنياي سرمايه‌داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومين و مظلومين وارد شدم. با تمام اين احوال متأسف نيستم …

به گفته دكتر صادق طباطبايي، میزان علاقه آقای صدر به چمران نیز از حد و وصف خارج بود. بارها به من مي‌گفتند، عجب تحفه‌ای آسمانی و خدايي برای من به ارمغان آوردی و باز اضافه کنم که کارشکنی‌های وابستگان و مزدوران سفارت شاهنشاهی و نیز حسادت‌ها و حقد‌های بعضی بدخـُلقان ایرانی و نیز دشمنی‌های ایادی ساواک و بعث عراق و از همه دردناک‌تر، دسیسه‌های آخوندهای درباری و دوستان نادان علیه امام صدر، او را زیاد رنج مي‌داد. البته خود او هم به شدت زیر ذره‌بین ساواک قرار داشت و از هر سو تهدید به مرگ مي‌شد و همان طور که از متن وصیت‌نامه‌اش برمي‌آید، پیوسته در خوف و خطر بوده است. شاید بتوانم بگویم که در اغلب قریب به اتفاق نامه‌هايي که برای من مي‌فرستاد، این موضوع منعکس بود... .بخش‌هايي از نامه‌هاي چمران به صادق طباطبايي نيز منعكس‌كننده اوج حوادث جنوب لبنان است: لابد مي‌داني كه مسيحيان مترف دست راستي براي مبارزه با آقاي صدر خيلي تلاش مي‌كنند، حركت محرومين را «حركت مغبونين» مي‌نامند در ده‌هاي جنوبي كه فتح كردند به دنبال «امل» مي‌گشتند كه بكشند زيرا فقط امل در جنوب به آنها ضربه زده است. راستي كه فقط امل و امام صدر توانسته‌اند مسير جنوب را عوض كنند. جنوب مي‌رفت كه زير سيطره مسيحيان (به پشتيباني اسرائيل‌) درآيد و بعد از سقوط طيبه ده‌ها جنوب يكي بعد از ديگري به دست كتائب مي‌افتاد، ولي ايستادگي جوانان امل و شهادت پنج نفر از آنها، طايفه شيعه را تكان داد و بعد از انتقاد امام از حافظ اسد، سوريه رسما موقف گرفت و ضد كتائب نيرو فرستاد و اتحاد مسيحيان و اسرائيليان شكسته شد...در اين يادداشت آمده است: در اسناد ساواک نیز به رد پای بسیاری از این توطئه‌ها که توسط دوستان نادان و بعضی روحانیون فرصت طلب در لبنان دامن زده مي‌شد، پی مي‌بریم. شاید بد نباشد به چند نمونه از صدها سند در این باب نظری بیفکنیم:

از: 312  گزارش درباره: سيد موسى صدر   محترما به استحضار مى‏رساند:
نظر به اين‌كه نامبرده بالا، در بيروت مطالبى عليه مصالح كشور اظهار نموده بود، مقرر گرديد كه به ساواك تهران اعلام گردد از طريق وعاظ و روحانيون مورد اعتماد در منابر، ياد شده وابسته و عامل كشورهاى بيگانه معرفى شود كه در اجراى اوامر اقدام گرديد. اينك ساواك تهران اعلام نموده است كه به منابع مربوطه آموزش‌هاى لازم در اين مورد داده شده است... .نکته جالب در این گزارش ساواک این است که رژیم شاه خود معترف است که مخالفت با او موجب سر بلندی و عظمت فرد است... .در اسناد ساواك آمده است: ... سيدموسى صدر، سرپرستى مدرسه‏اى را كه در صور تأسيس كرده به شخصى به نام مصطفى چمران ساوه‏اى واگذار نموده و هم اوست كه سرپرستى آموزش افراد سازمان چريكى صدر (امل) را به عهده دارد...... مصطفى چمران از مخالفان سرسخت ايران و از سران جبهه به اصطلاح ملى در آمريكا بوده و در زمان جمال عبدالناصر، به اتفاق چند تن ديگر دوره چريكى و خرابكارى را در مصر ديده است و ترتيب طى دوره خرابكارى را براى تعدادى از تروريست‌هاى ايرانى در سازمان‌هاى فلسطينى فراهم كرده است. على شريعتى، نويسنده ايرانى، در سال جارى در لندن فوت و در دمشق به خاك سپرده شد، شريعتى گر چه در گذشته پايه‏گذار ماركسيسم اسلامى در ايران بوده، ولى در اواخر عمر، عقايد گذشته خود را رها كرد و عليه ماركسيسم اسلامى دو كتاب نوشته بود، ليكن سيد موسى صدر به تبعيت از مخالفان ايران كه در نظر داشتند از شريعتى به عنوان يك مخالف ايران تجليل نمايند، به مناسبت دفن او مراسمى بر پا كرد و در چهلمين روز درگذشت او مجلس يادبودى منعقد نمود كه در آن ياسر عرفات و عده‏اى ديگر از سران فلسطين شركت كردند، صدر و ديگر سخنرانان اين مراسم، در سخنان خود ايران را مورد حمله قرار داده و از شريعتى به عنوان شهيد ياد كردند... .

 در تاريخ 15/3/1985، يعني پس از گذشت هفت سال از اختفاي امام صدر، مجله «البيادر السياسي» كه در بيت المقدس منتشر مي شود، گزارش مفصلي را به نقل از مجله «الوطن العربي»، كه توسط «وليد ابوظهر» تهيه شده بود، به دست چاپ سپرد. در اين گزارش آمده است:  «الوطن العربي اخيرا به اطلاعات جديدي دست يافته است، كه با روايتي كه اكنون رايج است، در همه كليات و جزئيات آن تفاوت دارد. من، در راستاي خطي كه «الوطن العربي» دنبال مي كند، و به سبب التزام و تعهدي كه در حرفه روزنامه نگاري به اصل امانت داري داريم، وظيفه خود مي دانم تا افكار عمومي جهان عرب را از آنچه گذشته است، آگاه سازم. البته مي دانم كه گشوده شدن مجدد پرونده صدر، موجبات زحمت و آزردگي گروههاي متعددي را، كه برادران ليبيايي اولين و برخي جناحهاي ايراني آخرين آنها نيستند، فراهم خواهد نمود. با اين حال مجله اعتقاد دارد، كه نبايد گذاشت تا چالش صدر، نقطه سياه و بدعتي را در تاريخ ميهمان دوستي اعراب، كه در طول تاريخ بدان شهره بودند، پديد آورد. از اين رو من [يعني وليد ابوظهر] بر آنم تا با تقديم اطلاعات ذيل، صداي ضعيف خود را با فريادهاي خويشاوندان و فرزندان صدر، عباس بدرالدين، محمد يعقوب و ميليونها برادر مسلمان همنوا سازم، و همگي از رئيس جمهور قذافي بخواهيم تا با حل اين مشكل، بدين رسوايي بزرگ پايان دهد».وليد ابوظهر سپس به منابع خبري خود پرداخته و چنين مي نويسد:

«روايت جديد را از ملاقاتي شروع مي كنيم كه ميان قذافي و ميهمان عالي مقام وي، يعني آقاي صدر، روي داده است. هر چند اين حق خوانندگان است كه بخواهند، به منابعي كه اطلاعاتم را از آنها اخذ كرده ام، اشاره كنم. اما به همين اندازه بسنده مي كنم كه اسامي فراواني را در اختيار دارم، كه اغلبشان ليبيايي، و بعضيشان از كارگزاران سياسي و امنيتي نزديك به قذافي هستند، و آنها نيز به نوبه خود حق دارند، تا با توجه به ملاحظات شغلي و امنيتي، نامشان محرمانه باقي بماند. تنها اين نكته را بر گفته خويش مي افزايم كه اگر مي توانستم از منابعي ياد كنم كه بر روايت «الوطن العربي» مهر تاييد گذاشته اند، اسامي ديپلماتها و مسئولين بزرگي را بر زبان مي آوردم، كه وزير خارجه يكي از كشورهاي عربي خليج [فارس]، و نيز برخي رهبران سياسي لبنان، از زمره آنان هستند». ابوظهر در ادامه مطلب، آنچه را بر امام و دو همراه وي گذشته است، به ترتيب زير بيان داشته است: «در ملاقاتي كه بين رئيس جمهور ليبي و ميهمان عالي مقام اسلامي وي گذشت، هر دو روايت جديد و قديم متفق القول هستند، كه گفتگوي دو طرف به عدم تفاهم و مشاجره أي جدي بدل گرديد، تا جايي كه قذافي با خروج از حالت طبيعي به دستياران خود اشاره نمود: «او را ببريد»! اين ميهمان عالي مقام بلافاصله بازداشت، و دو تن همراه وي، يعني شيخ محمد يعقوب و خبرنگار عباس بدرالدين، سريعا به وي ملحق شدند.
در بيرون اقامتگاه رئيس جمهور ليبي، ابتدا چشمان آنها بسته شد، و سپس با استفاده از خودرويي نظامي، به منطقه أي كويري و دوردست، كه گفته مي شود محل رشد و نمو قذافي مي باشد، انتقال يافتند، تا به آقاي حسن اشكال، كه پسر خاله قذافي و مسئول امنيتي آن منطقه بوده است، تحويل داده شوند». ابوظهر گزارش خود را چنين ادامه داده است: «به نظر مي رسد كه پيش از رسيدن اين رهبر بزرگ اسلامي و دو همراه وي، دستورات لازمه صادر و به حسن اشكال ابلاغ گشته بودند.
چه آنها به محض رسيدن و تحويل شدن به اين مسئول امنيتي، به ميدان تيري در آن صحرا انتقال يافتند. در آنجا نوار از روي چشمان صدر برداشته شد، و در برابر ديدگان ناباورانه اين رهبر بزرگ اسلامي، شيخ محمد يعقوب و عباس بدرالدين، با چشماني بسته به سيبلهاي آتش طناب پيچ شدند، و در پي فرماني كه توسط اشكال صادر گشت، با آتش يك جوخه اعدام كوچك چهار نفره، تيرباران گرديدند». ابوظهر دنباله اين صحنه خونين را چنين گزارش كرده است: هنگامي كه اشكال آماده مي شد تا دستورات لازمه را جهت اعدام صدر صادر كند، سرگرد عبدالسلام جلود به همراه تعدادي از محافظين و نزديكان خود فرا رسيد، و از مسئول امنيتي فوق الذكر خواست تا به دستور رئيس جمهور قذافي، عمليات اعدام را متوقف سازد. سربازاني كه يعقوب و بدرالدين را اعدام كرده بودند، پس از باز كردن طنابها، اجساد را به داخل گودالي كه لحظاتي پيش در همان نرديكي حفر نموده بودند، انتقال دادند. آنها سپس بازگشتند تا خون و آثار بر جاي مانده را پاكسازي كنند. اما هنوز از ماموريت خود فارغ نشده بودند كه آنچه پيش بيني نشده بود، اتفاق افتاد. آنان به دستور اشكال بازداشت شدند، و پس از بسته شدن چشمان و طناب پيچ شدن به همان سيبلهاي آتش، توسط يك گروه چهار نفره جديد اعدام گرديدند». ابوظهر آنچه را از اين پس بر امام گذشته است، چنين بيان كرده است:  «آقاي صدر به ساختمان متروكي كه به طور مشترك توسط نزديكان رئيس جمهور قذافي و سرگرد جلود حفاظت مي شد، انتقال يافت. اين مرجع ديني دو سال تمام را در اين محل سپري نمود. محل اقامت ياد شده كاملا سري بوده است، و به جز خود قذافي، جلود، و نيز حسن اشكال، خليفه حنيش (يكي ديگر از پسر خاله هاي قذافي) و احمد قذاف الدم، كه همگي از مقامات بالاي اطلاعات و امنيت ليبي هستند، ديگران از آن بي اطلاع بودند».  ابوظهر در ادامه متذكر مي شود كه در نيمه دوم سال 1980، آقاي صدر به محلي امن در منطقه باب العزيزيه منتقل گرديد. اين منطقه، پادگاني نظامي در خارج شهر طرابلس ناميده شده بود كه به عنوان اقامتگاه، مورد استفاده قذافي قرار داشته است.

فراخوان مقاله نویسی

مي نويسيم، چون مانند آيت الله شيخ آقا بزرگ تهراني اعتقاد داريم، که شايد با نشان دادن قلبهاي بزرگ، مردم نيز صاحب قلبهاي بزرگ شوند! ... مي نويسيم، چون افكار و انديشه هاي بلند امام صدر را راهشگاي بسياري از مسائل امروز و فرداي جامعه مي دانيم! او به تعبير بسياري از بزرگان، 50 سال آينده را چنان مي ديد كه بقيه امروز را مي بينند! ... مي نويسيم چون تمامي رهبران امروز و فرداي جهان اسلام را نيازمند توجه به سيره رهبري پيامبرگونه او مي دانيم! ... مي نويسيم تا قبل از آنكه آخرين فرصتها از دست روند، مسئولین عزیز بيدار شده و برای پیگیری وضعیت آن عزیز به حركت در آيند! ... و بالأخره مي نويسيم تا برگ زرين گم شده اي را به تاريخ نهضت اسلامي باز گردانيم. برگ زريني كه بناحق از اين كتاب كنده شد، و مردمان بسياري از وجود آن بي خبر هستند!

دیدار حافظ اسد و امام موسی صدر نظام سیاسی لبنان خود یکی از اسباب جنگ داخلی بود. در لبنان در یک سو اکثریت فراگیر اما محروم و بیچاره بودند و در سوی دیگر اقلیتی که وضع بسیار خوبی داشتند. اما آنان به علت "حماقتشان" به سخن موسی صدر مبنی بر ضرورت اصلاحات سیاسی و رعایت انصاف اجتماعی و زدودن سفاهت و نادانی گوش فرا ندادند.من برای امام موسی صدر ارزش بسیار زیادی قایلم و هر وقت فرصتی می‌شد با هم دیدار می‌کردیم. من می‌دانستم توجه مسئولین به او جلب خواهد شد؛ خصوصا که او اعتقاد به مبارزه مسلحانه نداشت و مردم را به انقلاب مسلحانه دعوت نمی‌کرد. او منادی مبارزه صلح‌جویانه و به دور از خشونت برای رسیدن به "تغییرات" بود. از همین رو برای آگاه کردن، سخنرانی و مباحثه و نوشتن را برگزید. امام صدر می‌کوشید از دموکراسی و بسیج کردن توده مردم برای دستیابی به مطالبات بر حق آنان استفاده کند. ... اما وضعیت و شرایط برای "تغییر" سخت و متحجرانه و بسته بود. ... چه وقت بوده است که دنیا صدای مصلحان بزرگ را شنیده باشد؟! صدای روسو را پس از یک قرن و نیم و صدای لینکلن را پس از یک قرن و صدای مارتین لوترکینگ و گاندی را پس از نیم قرن شنیدند... اینگونه است که تاریخ تکرار می‌شود و ظلم گسترش می‌یابد و حیات ملت‌ها نابود می‌شود.

امام موسی صدر ، امام نیست ! - جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
ناگفته‌هايي از صمیمیت شهید مصطفي چمران و امام موسی صدر + تصویر - یکشنبه ششم بهمن 1387
الوطن العربي اخيرا به اطلاعات جديدي دست يافته است - یکشنبه ششم بهمن 1387
مي نويسيم تا قبل از آنكه آخرين فرصتها از دست روند... - یکشنبه ششم بهمن 1387
حافظ اسد و امام موسی صدر - یکشنبه ششم بهمن 1387
موضوع امام موسی صدر در کمیسیون امنیت ملی بررسی می شود - یکشنبه ششم بهمن 1387
سخنراني امام موسي صدر در عاشورا - پنجشنبه بیست و ششم دی 1387
کسي را سراغ داريد که در راس حکومت بگذاريد؟ - جمعه سیزدهم دی 1387
به فرموده امام موسی صدر ، اسرائیل شر مطلق است - جمعه سیزدهم دی 1387
امیدوارم که با کوشش دولت ایران و سایر اقشار علاقمند به اسلام این معما حل شود. - جمعه بیست و نهم آذر 1387
وقتی که نجنگیدن سخت تر از جنگ است! - جمعه بیست و نهم آذر 1387
ابعاد شخصيتي امام موسي‌صدر - جمعه بیست و نهم آذر 1387
جنایت ربوده شدن امام موسی صدر، ناگهانی و لحظه ای نبوده و با برنامه ریزی صورت گرفته است - شنبه یازدهم آبان 1387
ابهام افزایی و تمسخر ایران توسط لیبی - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
امام موسی صدر،رهب جنبش امل لبنان - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
حوزه فعاليتهای امام موسی صدر، فراتر از لبنان بود - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
برخط لحظه ها - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
۱۱۰۰۰ روز بی‌خبری - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
من از ربودن امام صدر بي اطلاعم !!! - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
گفتگو آئين درويشي نبود - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
حقيقت، عدالت، مصلحت! - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
مصاحبه با سعيد ابوطالب، مسئول كميتة پيگيري قضيه ربودن امام موسي صدر - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
نام زندان و زندان‌بانان او را فاش مي‌كنيم - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
امام موسي صدر - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
خوش تر آن باشد که سر دلبران - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
بحران پیگیری - دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

نویسنده: بیرقهای سیاه خراسان | ( آواتار ) | تاریخ ارسال: 1387/11/25 ساعت: 07:13 | لينك ثابت | ارسال لینک به دوستان | ارسال نظر ( 0 ) |

آخرین مطالب ارسال شده


نویسندگان

flags

آمار بازدید

بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 1
بازدید هفته: 13
بازدید ماه: 15
بازدید کل: 227

طراح قالب

طراح قالب: قدس تمپلیت
QodsBlog